تبليغاتX
درنای مهاجر

امروز ۳۱ تیر ماه تولد گلیه که اینجا جاش واقعاْ خالیه از خوبیاش هرچی بگی کم گفتی ...

تولدت مبارک درنا جان

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 21:20 توسط درنا |


خیلی دلم گرفته بود بازم مثل سالهای قبل که دور از خانواده بودم امسال هم دور از خانه و خانواده بودم نمی دونم کی قسمت بشه دوباره کنار خانواده باشم تا روزهای خاصی مثل امروز که روز مادر هست کنار هم باشیم .... مادر روزت مبارک .....

تـو که عاشـق ترین عـاشـقـایی
فرشته ای واسه عرش کبریایی

تو ای مادر صفا و شـور خــونـــه
بـرکــت وجــودت نـــور خــونـــه

اگـه بـا این تـرانه حـقـیـرم
سر و پاتو من از طلا بگیرم
هنوز شرمندتم ای نازنینم
کـلام اولم ای بـهــتـریـنـم

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر مـادر مــادر

تـویـی بالا تـرین معراج یک زن
تو عـمـری و تـو جونی پـاره تن

به قربون دو دسـت مـهـربونـت
بکش دست نوازش بر سـر من

سرم رو باز بذار به روی شونت
بـخـون لالایـی های عاشقونت

بـگو بـا مـن خـدای مـا بــزرگــه
فــدای اون دعـاهای شبــونـت

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر مـادر مــادر

خدا از خاک عشق تو رو سرشته
فـرســتـاده از آســمـون فـرشته
تـا در آغــوش امـن خـود بـگـیـرم
کـه ایـن یـک ذره جا مثـل بهشته

بـــمـیــرم مـن اگـر بـا غصـه وغـم
گـذاشتــم روی دوشـت کوله باری

بشه ای کاش نگاهم سایه ساری
که روی چـشــم مـن قـدم بـذاری

بمـون مادر که دل بی تو می گیـره
دل کـوچـیـک مـن پـیـش تو شیـره

نشه کم سایه تو از سر من
خدا هرگز تو رو از من نگیره

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر تویی جون پناه من
مادر تویی تکیه گاه من

مادر مـادر مــادر

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:34 توسط درنا |


اواسط زمستان بود که جلسه ای با درنا خانم دوست و همکار وبلاگ نویسم مبنی بر رونق گرفتن دوباره درنای مهاجر داشتیم یک سری مذاکرات سنگین و پیچیده ای بود که خبرنگاران از این مذاکره راضی بودن . چه شد و چه گذشت خدا می داند اما طی یک اقدام ضربتی درنا خانم غزل خداحافظی را سرود و  درنای مهاجر را از وجود خودشان محروم ساخت ... از این لحظه بود که تلاشهای دیپلماسی شروع شد هرچه مذاکره انجام شد هرچه التیماتوم دادیم فایده نداشت درنا هم در یک جمله گفت : انرژی هسته ای حق مسلم ما است ... یعنی اینکه من این حق دارم که برم و به عبارتی آب پاکی را روی دست ما ریخت . امروز بعد از گذشت چند ماه فقط می خوام خطاب به درنا خانم بگم که جای خالی شما توی وبلاگ بد جوری احساس میشه هر جا که هستی موفق باشی همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 20:48 توسط درنا |